سفارش تبلیغ
صبا

خس و خاشاک دشمن تراش!

نویسنده: تارنما در 88/3/29:: 2:32 صبح

«دشمن تراشی»، واژه ای است که غالبا جبهه ی اصلاحات به جبهه اصولگرا ـ و کلا به مقامات عالی رتبه ی نظام ـ نسبت داده است. شاید اولین باری که این واژه را بکار رفت، بعد از سخنرانی رهبر انقلاب بود که افراد را به خودی و غیرخودی تقسیم فرمود. و غیرخودی ها را کسانی دانست که به انقلاب و مملکت خیانت می کنند و با دشمنان این کشور همراه و هم زبان اند. و اینجا بود که گروهی، به ایشان نسبت « دشمن تراشی» دادند.

بعد از آن، بارها و بارها این عبارت از زبان کسانی جاری شد که خود را روشن فکر می دانستند. کسانی که معتقد بودند به «اسلامی مترقی» دست یافته اند که هم با اندیشه های غربی سازگار است و هم جواب دندان شکنی به فرشته های ثواب و عقاب می دهد! به هر حال این تهمت، همچنان از جبهه ی اصلاحات به طرف حاکمان ایران و بخصوص جبهه ی اصولگرا شلیک می شد و می شود.

برای نمونه، جبهه ی اصلاحات، همواره سران جمهوری اسلامی ـ بخصوص رهبر معظم انقلاب ـ را متهم می کرده اند ـ و می کنند ـ که سخنان سران دیگر کشورها ـ بخصوص سران کشورهای اروپایی و ایالات متحده ـ را بد می فهمند! و در راستای دشمنی تفسیر می کنند. این جبهه حتی با وجود شواهد قطعی بر دشمنی این سران، باز سخنان آن ها را در راستای ایجاد صلح و دوستی و تفاهم و گفتگوی تمدن ها! دانسته، رهبران ایران را متهم به «دشمن تراشی» کرده اند.

نمونه ی بارزش، همین سخنان تبلیغاتی جناب اوباما بود که با شعار «تغییر» رأی آورد. تغییری که بیشترین کارآیی اش، در سیاست خارجی ایالات متحده، بخصوص با کشورهایی مثل ایران است. دوستان اصلاح طلب ما، این سخنان را جدی گرفتند و به صراحت دولت نهم ـ و به صورت ضمنی رهبر انقلاب ـ را متهم کردند که شما پیام اوباما را درک نکرده اید. شما باید هر طور که شده به وی چراغ سبز نشان دهید و یک قدم از مواضعتان کوتاه بیایید تا جوابی دوستانه به جناب اوباما داده باشید.

البته در این راستا، منتظر اقدام دولتمردان نشدند و خودشان از طرف ملّت و حکومت ایران، در سایتها و وبلاگهای شان، این پیام را به کسانی که آن ور آب بودند، رساندند. البته با این فرض که خودشان را نماینده یا شاید هم مساوی با تمام ملّت ایران دانسته بودند!

به موضوع اصلی بحثمان برگردیم: آنچه جای تعجب دارد این است که خود کسانی که دیگران را متهم به «دشمن تراشی» می کنند، آشکارا دچار این بیماری شده اند و همواره هر کسی را که مخالف آنها باشد، «دشمن» می پندارند. در حالی که از «دشمن» واقعی غافل اند.

بگذارید اینجا یک مقدمه بیاورم: وقتی شما به طرف مقابلتان به دید «دشمن» بنگری، هر سخن و حرکتش را در راستای «دشمنی» تفسیر می کنی. بخصوص که دشمنی شما با او احساسی باشد، بیشتر از این که جنبه ی عقلانی داشته باشد.

به اصل بحث بر می گردیم: داشتیم می گفتیم که آقایان اصلاح طلب، که خود را یا نماینده ی مردم ایران می پندارند و یا توهم «خود مردم بودن» دارند، هر کسی را که مثل آنها فکر نکند و نظری مخالف نظرشان داشته باشد، «دشمن» فرض می کنند. و چون این «دشمنی» بیشتر از این که جنبه ی عقلی و اعتقادی داشته باشد، جنبه ی احساسی دارد، هر سخنی را، که از طرف مقابلشان صادر می شود، «دشمنانه» تفسیر می کنند. حتی اگر طرف مقابل، به «دشمنان واقعی» نظام چیزی بگوید، خودشان را مخاطب آن می پندارند و سریع موضع می گیرند.

بگذارید بجای این فلسفه بافی ها دو مثال عینی بزنم:

یک. اوایل دولت نهم بود که آقای احمدی نژاد در یک سخنرانی بین المللی، طبق معمول سخنرانی هایش، نام «امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف» را آورد. گروهی در داخل کشور هوچی گری به راه انداختند که رییس جمهور را چه به امام زمان! والبته گروهی هم این میان، به اصل اعتقاد به امام زمان توهین کردند. این مسلّم بود که گروه دوم، غیر از گروه اوّل هستند. گروه اوّل، به امام زمان اعتقاد راسخ دارند. ولی گروه دوم، نه تنها امام زمان را، که حتی اصول مسلّم تر و بدیهی تر اسلام را نمی پذیرند.

چندی بعد، رییس جمهور، در یک سخنرانی، کسانی را که به امام زمان اعتقاد ندارند، از «بزغاله» کمتر دانست. در اینجا بود که صدای گروه اوّل در آمد که شما به ما توهین کرده ای و «ما» را «بزغاله» دانسته ای. شما دشمن ما هستی چون به «مخالفانت» که «ما» باشیم، گفته ای بزغاله!

دو. بلافاصله بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری، صدای برخی کاندیداها در آمد و ادعای «تقلب گسترده» در انتخابات را مطرح کردند. یکی از این نامزدها و اطرافیانش، به صراحت حامیان خود را به تظاهرات دعوت کرد، و علی رغم همه هشدارهای امنیتی که داده شده بود، تظاهرات برپا شد. این میان، گروهی ـ که به زودی ماهیت آن ها روشن خواهد شد! ـ بجای تظاهرات، به جان و مال مردم تعرض کردند. شیشه ها را شکستند. اموال عمومی و خصوصی را به غارت بردند. موتورها و اتومبیل های مردم و اتوبوسهای واحد را به آتش کشیدند. جان عده ای بی گناه را گرفتند و عده ای را هم راهی بیمارستان ها کردند تا برای همیشه درد در وجودشان بماند. البته کارهای دیگری هم کردند... .

اغتشاش ـ تهران

اغتشاش ـ تهران

فردای آن روز، رییس جمهور در تجمعی ـ اگرچه زود هنگام و بی برنامه ـ بین 40میلیون نفری که در انتخابات شرکت کردند و گروهی اندک که به اموال و جان مردم تعرض کرده بودند، فرق گذاشت. ایشان ضمن این که خود را خادم این 40 میلیون نفر و متعلّق به آنها قلمداد کرد، آن گروه اندک اراذل و اوباش را «خس و خاشاک» دانست که در مقابل رودخانه ی زلال ملّت، چیزی به حساب نمی آیند. این جا بود که دوباره همان گروه اوّل، ناراحت و عصبانی شدند و اظهار داشتند که رییس جمهور، به ما توهین کرده و ما را خس و خاشاک دانسته است.

البته مردم فهمیدند و می فهمند که منظور رییس جمهور چه کسانی بود. ولی مشکل و تعجب از این دوستان اصلاح طلب ماست که چرا این قدر همه چیز را به «دشمنی» تفسیر می کنند. و هر چه را مخالفانشان به دیگران نسبت می دهند، به خود می گیرند و خود را مخاطب آن می دانند؟ نکند واقعا بین این گروه دوم و گروه اوّل نسبتی هست که مردم از آن خبر ندارند؟ شاید هم خصلت «دشمن تراشی» این برادران و خواهران ما خیلی گل کرده است!

مرتبط:
آهستان ـ خس و خاشاک چه کسانی هستند؟
اطلاعیه معاونت ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رییس‌جمهور 
چرا حامیان موسوی خود را اغتشاشگر می دانند؟ 

 


آراء خاموش کجا رفت؟

نویسنده: تارنما در 88/3/26:: 1:8 صبح

در معمول انتخابات ایران، بین 55 تا 75 درصد مردم مشارکت دارند. بنابراین بین 25 تا 45 درصد واجدین شرایط، در رأی گیری شرکت نمی کنند. سؤالی که برای همه ی کارشناسان و همچنین احزاب و گروه های سیاسی بسیار مهم است، این است که ذائقه ی سیاسی این گروه حدود 30 درصدی چگونه است؟

از صحبت هایی که اعضای جریان دوم خرداد در موارد متعدّد بیان داشته اند، این گونه به دست می آید که آن ها، این گروه از مردم را منتقد به دولت و وضع فعلی و خواهان اصلاحات اساسی در کشور می دانند. به بیان دیگر، این گروه، در نظر آن ها قطعا اصلاح طلب اند.

نمونه ی آن، سخنان سیدمحمد خاتمی در فیلم دوم تبلیغاتی میرحسین موسوی بود که با ولع هر چه تمام تر مردم را به شرکت در انتخابات دعوت می  نمود و بیان می کرد که در صورت مشارکت همه ی مردم، جناح حاکم در اقلیت خواهد ماند و در صورت کوتاهی بعضی ـ از جمله همین آراء غالبا خاموش جامعه ـ اقلیت طرفدار وضع موجود، اکثریت نسبی پیدا می کند.

کسانی که در جامعه ی ایرانی زندگی کرده اند و از نزدیک شهرها و روستاهای مختلف ایران را دیده اند و با اقوام و طوایف و مذاهب مختلف مردم ایران گپ زده اند، به راحتی می توانند این واقعیت را بفهمند که قشر عمده ای از مردم ایران " به وضع موجود" معترض اند و خواهان "اصلاحات اساسی" در کشور اند.

امّا یک نکته هست که برای بسیاری از سیاستمداران ـ از جمله جریان دوم خرداد ـ یا مغفول مانده و یا به عمد مورد غفلت قرار گرفته است؛ این که منظور این "قشر عمده" از "تغییر وضع موجود" و "ایجاد اصلاحات اساسی" چیست؟ آیا منظورشان همان تفکر اصلاح طلبی است که دوم خردادی ها سر می دهند؟ یا چیز دیگری در ذهن این گروه می گذرد؟

باز، کسانی که در جامعه ی ایرانی زندگی کرده اند، با کمی دقّت می توانند این را بفهمند، که اکثر مردم ایران، اصولی را که دین شریف اسلام و قانون اساسی بیان کرده، پذیرفته اند و در اعتقادات مذهبی و سنّتی خود، به آن پایبندند. این نقطه انحراف بزرگی بین "تفکر اصلاح طلبی دوم خردادی" و "آنچه در ذهن این قشر عمده" می گذرد، ایجاد می کند.

نکته ی دیگر این که مردم ایران برخلاف سیاسیون هرگز قائل به خط و مرزهای سیاسی نیستند. یعنی این گونه نیست که مثلا تفکر چپی داشته باشند  بعد به دنبال مصادیق آن بگردند. یا تفکر راستی داشته باشند و در مرحله ی بعد مصادیقش را جویا شوند. بلکه معیار اصلی برای آنها " چیزی است که در تفکرشان می گذرد". اگر آن را در نامزدهای اصولگرا یافتند، به او رأی می دهند و اگر در نامزد اصلاح طلب یافتند، او را بر می گزینند. و اگر در هیچ کدام از نامزدها نیافتند، یا مشارکت نمی کنند و یا برگ سفید تحویل می دهند.

نمونه ی بارز آن را در انتخابات هفتم با "نه" بزرگ مردم به جریان محافظه کار، و همچنین در انتخابات نهم با "نه" بزرگ آن ها به جریان "اصلاح طلب" مشاهده می کنیم.

نکته ی بعدی که بسیار مهم است این که تحلیل جامعه شناختی قبلی، فقط در آن "قشر عمده ی حدود سی درصدی" جاری نیست. بلکه در مورد همه ی مردم ایران صادق است.

و آخرین نکته: این تصور بسیار غلط است که اگر همه یا بخشی از آن "قشر خاموش" در انتخابات شرکت کردند، حتما به یک جناح خاص ـ مثلا اصلاح طلبی ـ یا نامزد خاص آنها ـ مثلا میرحسین موسوی ـ رأی می دهند. بلکه مردم، طبق آن چه گفتیم، به کسی یا کسانی رأی می دهند که در عین پایبندی به اصول و طرفداری جدی و عملی از تغییرات اساسی در مدیریت فرسوده ی کشور، اعتماد آنها را هم جلب کند.

حال می توان به راحتی تشخیص داد که چرا برخلاف "توهم دوم خردادی"، با این که بیش از نیمی از آن "قشر خاموش" در دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردند، "جریان اصلاحات" رأی نیاورد.

و به راحتی می توان فهمید که چگونه بسیاری از رأی ها به سبد نامزد "اصول گرایی" ریخته شد که هم خواهان "تحول جدی در مدیریت کشور" است، هم این تحول و تغییر را در "عمل" ـ در طول نزدیک به چهار سال ـ پیاده کرده است، و هم با سپر قرار دادن جان و هستی خود، در مقابل باندهای ثروت و قدرت و رانت ایستاد و هم با انتقال دولت به تمام نقاط دور و نزدیک این مرز و بوم و تشکیل کابینه ی هفتاد میلیونی، یک "اعتماد ملّی" واقعی بین مردم و مسؤولین ـ بخصوص مدیران کلان کشوری ـ ایجاد نمود.

نامزدی که آماج بسیاری از تهمت ها و دروغ های رسانه های داخلی و خارجی قرار گرفت. ولی توانست رأی قاطع مردم را کسب کند.


جشن پیروزی دکتر احمدی نژاد

نویسنده: تارنما در 88/3/24:: 3:36 صبح

انتخابات ریاست جمهوری دهم، با شگفتی هایی که داشت، تمام شد. برخلاف تصور برخی که قافیه را باخته اند و همچنان بر “توهم” خود باقی مانده اند، پیروز واقعی این انتخابات، مانند همه ی انتخابات گذشته، نه احزاب و اشخاص، که مردم بودند.

مردم ایران دوباره نشان دادند که به هیچ حزب، گروه یا شخصی بدهکار نیستند؛ که برعکس، احزاب، گروه ها و شخصیت ها بدهکاران واقعی این مردم انقلابی اند. این مردم اگر روزی تشخیص دهند که اشخاصی در مسیر رود خروشان انقلاب قرار دارند، با جان و دل از آن ها حمایت می کنند. و اگر روز دیگر آنها را مخالف انقلاب و اسلام و همراه با بیگانگان بیابند، بدون تعارف، از صحنه ی روزگار، حذفشان خواهند کرد.

آنچه می بینید، فقط صحنه هایی از جشن پرشور مردم قم و راهپیمایی خودجوش آن هاست که از انتخاب دولت خدمتگزار، به وجد آمده اند. مردمی که نشان دادند، راه انقلاب، خدمت، مردمی بودن، ساده زیستی، عزّت مداری، عدالت محوری، و پیشرفت را بر انقلاب های مخملی، مصالح گروهی و حزبی، ترس از بیگانگان، یک بام و دو هوا بودن، ولخرجی و اسراف گرایی، دنیا محوری و دروغگویی، ترجیح می دهند.

 

 


ادامه تصاویر ...

نتیجه انتخابات ریاست جمهوری

نویسنده: تارنما در 88/3/19:: 1:19 عصر

به قطع، در پایان دور دهم انتخابات ریاست جمهوری ایران، یکی از گزینه های زیر اتفاق می افتد:

1. اگر دکتر احمدی نژاد، در دور اوّل انتخاب شود ـ همان طور که نظر سنجی های رسمی و معتبر تا کنون نشان می دهد ـ جریان دوم خرداد، سخن از تخلّف گسترده در انتخابات سر خواهد داد و با هوچی گری سعی خواهد کرد که آراء بازشماری شود یا این که انتخابات، مجدّدا زیر کمیته های صیانت از آرا انجام شود. چیزی که تا کنون بارها و بارها توسط محافل منتسب به اصلاحات سر داده شده است.

احتمال وقوع این گزینه  بسیار بالاست. چون هم مواجهه با افکار عمومی چنین نشان می دهد و هم نظرسنجی هایی که خود دوم خردادی ها انجام می دهند، گویای پیروزی مطلق احمدی نژاد در دور اول است و به تازگی، برخی پروژه ها که به آن اشاره می کنیم، در همین راستا شکل گرفته است.

2. اگر شخصی غیر از دکتر احمدی نژاد رأی بیاورد، همان جریان با تبلغات گسترده خواهد گفت که مردم به احمدی نژاد، تفکر احمدی نژاد و برنامه ی احمدی نژاد، یک “نه” بزرگ گفتند. در این صورت، به شدت، تمام اتهاماتی که به دولت نهم زدند را تکرار خواهند کرد.

البته اگر این گزینه اتفاق بیفتد، بیشتر باید دست بوس تئوریسین های خودشان باشند که پروژه های بزرگ « انتساب گسترده انواع دروغ به رییس جمهور»، «مطرح کردن ناموس میرحسین موسوی»، «مظلوم نمایی در تبلیغات»، «هزینه کردن فراوان از نام امام خمینی راحل»، و… را طراحی کرده اند. و در حقیقت، وقوع این گزینه، مساوی با پیروزی این پروژه ها خواهد بود.

3.اگر یکی از نامزدهای منتسب به جریان دوم خرداد ـ کروبی یا میرحسین ـ با رأی بالا پیروز شود، ضمن تکرار شعارهای فرض دوم، مردم کشور را خواهان اصلاحات ـ به معنای مصطلح خودشان ـ خواهند دانست و انتخابات را کاملا آزاد، قانونی و نظارت شده، خواهند شمرد.

و اگر یکی از این دو نامزد با رأی ضعیف پیروز شود، ضمن تکرار گسترده همه شعارهای مذکور، این را هم اضافه خواهند کرد که عده ای از بسیجیان، سپاهیان، نیروهای دولت، و ناظرین شورای نگهبان، در انتخابات تقلب کرده یا قصد تقلب داشته اند. و گرنه باید رأی نامزد مذکور، بسیار بالاتر از این می شد.

همه این پیش بینی ها، تنها از یک چیز نشأت می گیرد: “خصلت توهم” دوم خردادی ها؛ توهم این که هر چه آنها فکر می کنند، باید اتفاق بیفتد!


دزد را بگیرید!

نویسنده: تارنما در 88/3/19:: 10:50 صبح

مردی با دوچرخه اش در یکی از بازارهای قدیمی مشغول حرکت بود تا مایحتاج زندگی اش را تهیه کند. به یک مغازه می رسد و دوچرخه را کناری می گذارد و مشغول خرید می شود. مغازه شلوغ بود و مردم سخت مشغول تا چیزی از قلم نیفتد. به ناگاه متوجه می شود جوانکی دوچرخه اش را دزدید و با زیرکی سوار شد و گریخت.

مرد بار و بنه اش را به زمین می نهد و برای گرفتن دزد به دنبالش می دود. مرد شروع به فریاد می کند که دزد! دزد! دزد را بگیرید! و جوانک دزد، که از نعمت هوش هم برخوردار بوده، به همراه مرد بیچاره ی مال باخته فریاد می زند دزد! دزد! دزد را بگیرید! و مردم با خیال راحت از این که جوانک به کمک مرد بیچاره آمده و با دوچرخه می تواند دزد را بگیرد، به کار خود مشغول شدند. تا این که دزد گریخت و بیچاره ی مالباخته به چیزی نرسید. وقت برگشت به هرکس که می گفت چرا جلو جوان را نگرفتی می گفت: مگر او با تو نبود؟

جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم، کم شباهت به این داستان نیست. یک استاد دانشگاه، که حساب مالی اش برای همه روشن است و ریالی از بیت المال به نفع خود و اطرافیانش کنار نگذاشته، به شدت مشغول بستن دست دزدان این مملکت است. ولی دزدان هم باهوش اند. لذا با زیرکی خاص و با کمک رسانه های فراوان شان، دائم توپ را به زمین او منتقل می کنند. همان اتهاماتی که به خودشان وارد است، به رییس جمهور و اطرافیانش می زنند. تا صدا از صدا شناخته نشود و از آب گل آلود ماهی های بزرگی بگیرند. اینجاست که یاد فرمایش رهبر معظم انقلاب می افتیم که هر کسی در نوک مبارزه با فساد باشد، مورد بیشترین اتهامات واقع می شود.

و اینجاست که می فهمیم قدرت طلبان و مفسدان اقتصادی چگونه برای رسیدن به قدرت از دست رفته ی خود، حاضرند همه اصول اخلاقی ـ حتی آنچه خود مدّعی آن هستند مثل راستگویی ـ عدم تخریب دیگران ـ حفظ آبروی دیگران و... ـ را زیر پا له کنند.
در پایان خوب است یک مثال بیاورم:

adab  adab1 
اندازه اصلی تصویر                                      اندازه اصلی تصویر 

این دو تصویر، دو روی یک برگه اند که ستاد آقای میرحسین موسوی در شهر قم بین مردم منتشر می کردند. در صفحه ی اول، پیام کذایی میرحسین موسوی، که فردای شب مناظره با آقای دکتر احمدی نژاد در تلویزیون خوانده بود، مشاهده می شود. در این پیام، ایشان با بی ادب خواندن محمود احمدی نژاد، تأکید کرده اند که برای رسیدن به ریاست جمهوری، حاضر نیستند اصول اخلاقی را زیر پا بگذارند و با آبروی مردم بازی کنند.

در پشت همین صفحه، نوشته ی دیگری است که اتهاماتی را به بعضی افراد از جمله صادق محصولی، فتاح، احمدی نژاد وارد کرده اند. حال آقایان باید این سؤال را جواب دهند که اگر افشاگری درباره مفسدان اقتصادی را به معنای بردن آبروی مردم می دانند، چرا خود به آن پایبند نیستند. و اگر خود را ملزم می دانند که برای رسیدن به صندلی ریاست جمهوری، از مرز اخلاق خارج نشوند، چرا خود، اخلاق را له می کنند؟


بد اخلاقی انتخاباتی

نویسنده: تارنما در 88/3/17:: 2:38 صبح

امروز نوجوانی را دیدم که به میرحسین موسوی اهانت می کرد. گفتم: این کار را نکن! بد است. گفت: برو بینیم بابا!

همین امروز یک نوجوان دیگر را دیدم که داشت به محمود احمدی نژاد اهانت می کرد. گفتم: این کار را نکن! بد است. گفت: برو بینیم بابا!


مقایسه دولت نهم با دولت های قبلی

نویسنده: تارنما در 88/3/15:: 7:53 عصر

حجت الاسلام ذوالنور، اکنون جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. وی را به عنوان یک تحلیل گر سیاسی می شناسند. به دلیل مسؤولیت های خاصّی که داشته است از بسیاری مسائل آشکار و پنهان دولت ها، بخصوص سه دولت سازندگی، اصلاحات و نهم با خبر است. در طول دوران هشت ساله ی دولت اصلاحات ـ و البته بعد از آن ـ مناظره های فراوانی با شخصیت های مطرح جبهه دوم خرداد داشته و افشاگری های فراوانی را انجام داده است.

آن چه در ادامه می آید، قسمت هایی از سخنرانی اخیر وی در یک محفل علمی است که به مقایسه ی کلی دولت نهم با دیگر دولت ها ـ بخصوص سه دولت میرحسین موسوی، هاشمی رفسنجانی و سیدمحمد خاتمی ـ پرداخته است. جهت راحتی کاربران، سخنرانی ایشان را بر اساس موضوع، تقطیع کرده ایم. امید که مفید افتد.

جدا از این که تفکر و شخصیت ایشان از طرف گروه های تندروی دوم خردادی به شدت مورد اعتراض و تخریب واقع شده است، تحلیل های ایشان بسیار شنیدنی است. دست کم از باب شنیدن سخن مخالف برای یافتن واقعیت ها، ارزش شنیدن را دارد. (فبشّر عبادِ الذین یستمعون القول فیتّبعون احسنه) (زمر،17و18)

بررسی دوره بنی صدر (فایل صوتی، 3.6 مگابایت)

دوران کوتاه شهید رجایی (فایل صوتی، 1.5 مکابایت)

دوران ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای و نخست وزیری میرحسین موسوی (فایل صوتی، 3.9 مگابایت)

دوره سازندگی (فایل صوتی، 3.8 مگابایت)

فساد اداری در دولت اصلاحات (فایل صوتی، 1.7 مگابایت)

واقعه هیجده تیر (فایل صوتی، 1/1 مگابایت)

مقایسه اقتصادی دولت نهم با دولت های قبلی (دو فایل صوتی)
فایل اول 1/1 مگابایت
فایل دوم 1.6 مگابایت

مقایسه سیاست خارجی دولت نهم با دولت های قبلی (چهار فایل صوتی)
فایل اول 2.6 مگابایت
فایل دوم 4.3 مگابایت
فایل سوم 3/3 مگابایت
فایل چهارم 1.8 مگابایت

مقایسه اقدامات فرهنگی دولت نهم با دولت های قبلی (چهار فایل صوتی)
فایل اول 1.9 مگابایت
فایل دوم 1.9 مگابایت
فایل سوم 1.8 مگابایت
فایل چهارم (تحصن علمای قم) 1 مگابایت

اصل 44 قانون اساسی و دولت نهم (فایل صوتی، 1 مگابایت)

میرحسین موسوی؛ سکوت ـ ولایت پذیری (فایل صوتی، 2/2 مگابایت)

موضع رهبر معظم انقلاب درباره تعلیق هسته ای (فایل صوتی، 1.2 مگابایت)

حمایت های خاص و عام رهبری از دولت ها (سه فایل صوتی)
فایل اول(حمایت های عام) 1.9 مگابایت
فایل دوم (حمایت های عام) 1 مگابایت
فایل سوم (حمایت های خاص) 2.7 مگابایت


دوران کوتاه شهید رجایی

نویسنده: تارنما در 88/3/13:: 2:20 صبح

دوران کوتاه شهید رجایی کارهای بزرگی شد، که امروز هم آثارش را می بینیم. و امروز می بینیم، آن قدر این خدمات در ذائقه ی مردم خوش آمده است، که اگر رییس جمهور به استانی وارد می شود ، مردم فریاد «صلّ علی محمّد / بوی رجایی آمد» سر می دهند. این برایشان مهم است.

مگر شهید رجایی در آن دوران چقدر کار اقتصادی کرد؟ شهید رجایی چه کار مهمی در آن زمان کرد؟ چه کارهای بزرگی انجام داد؟ آیا کارهای عمده ی زیربنایی و زیرساختی و عمرانی و توسعه را داشتیم؟

آنچه ذائقه ی مردم هنوز شیرینی اش را لمس و حس می کند، مکتب محوری شهید رجایی ؛ تدین شهید رجایی بود؛ ایمان شهید رجایی بود؛ مقلد بودن شهید رجایی بود؛ ولایت مداری شهید رجایی بود؛ زی ساده شهید رجایی بود؛ حضور شهید رجایی در بین مردم بود؛ مردمی بودن او بود؛ دوری کردن شهید رجایی از تشریفات و اشرافی گری بود، که این مقطع به عنوان نورانی ترین مقطع انقلاب باقی مانده است.

 

--------------------------------------------
به نقل از: حجت الاسلام ذوالنور، با کمی تصرف. بشنوید (لینک دانلود)


کپی برابر اصل نیست

نویسنده: تارنما در 88/3/10:: 4:20 صبح

وقتی فیلم مستند میرحسین موسوی شروع شد، با خود فکر می کردم که آقای موسوی در این فیلم چه می خواهد بگوید و این فیلم چگونه شخصیت مهم دوران دفاع مقدس را به نمایش خواهد گذاشت. شخصیتی که بیست سال را در سکوت کامل، مشغول نقاشی و کارهای فرعی بوده و حتی حاضر  به مصاحبه با رسانه های مرتبط به فرهنگ و هنر هم نبوده است. و حتی در شرایطی که شخصی مثل آقای هاشمی رفسنجانی احساس ضرورت برای حضور پیدا کرده است، حاضر به یاری دوستان اصلاح طلب خود و مشارکت در انتخابات دور نهم ریاست جمهوری نشده است.

با خود فکر می کردم که لابد در این مستند، خاکستری های بیست ساله ایشان سفید و پررنگ می شوند. و ابهامات دوران حضور و نخست وزیری شان بی غبار.

در طول فیلم، تمام تلاش درونی ام این بود که فارغ از همه ی نزاع های سیاسی، با دیدی بی طرفانه، بلکه مشتاقانه به دنبال «میرحسین موسوی خامنه» بگردم و او را «بما هو هو» پیدا کنم.

اما ناباورانه دیدم که این فیلم ـ اگر چه به دست جمعی از کارگردانان خبره به سرپرستی کارگردان ارزشی کشورمان، مجید مجیدی ساخته شده بود ـ کپی برداری ناشیانه ای بود از یک رسانه ی تمام عیار دیگر به نام «محمود احمدی نژاد».

این فیلم، همانند مستند دیشب احمدی نژاد و همانند مستند 4 سال پیش ایشان، تلاش داشت که میرحسین را شخصی ارزشی، پایبند به نظام و اصول، تابع ولایت فقیه، یار امام راحل و همراه رهبر معظم جلوه دهد. این فیلم سعی داشت، ایشان را مانند محمود احمدی نژاد درون مردم نشان دهد. این فیلم تلاش کرده بود که میر حسین را شخصیتی اصولگرا، اصلاح طلب، مردمی و در عین حال ساده زیست بنمایاند. این فیلم نشان داد که اگر احمدی نژاد روی موکت، کنار پیاده رو نماز می خواند و در جایی دیگر بر سر سفره اش نان و پنیر است، اما میرحسین روی زمین ـ خود زمین ـ می نشیند و غذای آماده اش را هم به دستش می گیرد و می خورد.

این فیلم می خواست این را نشان دهد که اگر احمدی نژاد از حضور در محله 2000 بندرعباس و دیگر محله های فقیر نشین این مرز و بوم نمی ترسد، میر حسین هم از پذیرفتن زنی که در بین جمعیت او را می خواند و وارد اتومبیل کذایی اش می شود و از اعتیاد فرزندش می نالد، هراسی ندارد.

باز تکرار می کنم. بسیار مشتاقانه می خواستم در این فیلم، میر حسین موسوی را بیابم. ولی با همه ی تلاشم، کسی جز «محمود احمدی نژاد» را نیافتم.

اگر این فیلم میر حسین ساده زیست را نشان می دهد که در زمان انتخابات ساده زیستی اش را با نشستن روی زمین به رخ مردم می کشد، حافظه ی مردم ایران، احمدی نژادی را نشان می دهد که در دوره ی شهرداری پایتخت و در دوره 4 ساله ریاست جمهوری اش، زمین نشین و ساده زیست بوده است.

اگر این فیلم میرحسین را نشان می دهد که در جمع مردم است و در بینشان حاضر می شود و سخنشان را ـ در زمان انتخابات ـ می شنود، مردم ایران، احمدی نژادی را می شناسند که سالها در بین مردم بوده است. احمدی نژادی که نه تنها در سفرهای استانی و خارجی اش، که در زمان حضور در پایتخت هم در بین مردم بوده است و نه تنها در سفر که در حضر هم دور از خانواده اش و در جمع ملّت ایران بوده است.

اگر این فیلم میرحسین را نشان می دهد که چکمه پوش، وارد باغات چای گیلان می شود، حافظه مردم بارها و بارها احمدی نژاد را به یاد می آورد که سرزده وارد محله های فقیر نشین و پروژه های نیمه کاره و باغات و مزارع و ... می شده و از نزدیک مشکل مردم را می شنیده و تمام تلاشش را برای حل مشکلشان انجام می داده است.

و اگر این فیلم، میر حسین را نشان می دهد که به فکر کرامت انسان هاست، ملّت ایران، احمدی نژادی را می شناسد که مدّت هاست نهضت عزّت ایرانی، کرامت انسانی و منش و اخلاق اسلامی را در کشور به پا کرده است.

آری، مستند میرحسین، همان مستند احمدی نژاد بود؛ با این فرق که «کپی برابر اصل نیست.»

----------------------------
پ.ن: اگرچه نمایندگان شاخص سینمای کشور جمع شده بودند تا در این مستند، میرحسین را متفاوت از احمدی نژاد نشان دهند، ولی آنچه دیدیم پیروزی احمدی نژاد بود. به قول پروفسور مولانا ـ مشاور عالی رییس جمهور ـ احمدی نژاد به تنهایی یک رسانه است.


متن سخنان احمدی نژاد در اولین پیام انتخاباتی

نویسنده: تارنما در 88/3/5:: 10:40 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه
1. بیان مبانی فکری ـ مدیریتی
سلام عرض می کنم خدمت ملت بزرگ ایران، ملت ایمانی، ملت آرمانی، ملت فرهنگ و تمدن ساز. باور من نسبت به توانمندی ها و بزرگی های ملت ایران یک باور عمیق است. من همواره به سه عنصر اصیل اعتقاد راسخ داشته ام:
اول لطف و عنایت و توجّه خدای بزرگ؛ اگر یک ملتی در مسیر آرمان های الهی بایستد و مقاومت بکند، نصرت و یاری خدا حتمی است.
عنصر دوم مدیریت عالی حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است. او حاضراست. ناظر است. و جهان را مدیریت می کند و یار و یاور انسان هایی است که در مسیر صلاح و کمال حرکت می کنند. هادی و راهبر ملّت هایی است که می خواهند عزیر و سربلند زندگی بکنند.
و عنصر سوم ظرفیت های عظیم و بی نظیر ملّت ایران است. ملت ایران یک ملت توانمند، بزرگ و تاریخ ساز است. ما ظرفیت ها و توانمندی های ملت ایران را در طول تاریخ و در عرصه های گوناگون مشاهده می کنیم.
2. اشاره به سه مقطع زمانی مهم برای ملّت ایران
می خواهم به چند مقطع و دوران که بزرگی ها و ظرفیت های ملّت ایران در آن به خوبی مشاهده می شود اشاره بکنم:
اوّل نقش بی بدیل ملت ایران در برپایی تمدّن و فرهنگ جهانی است . امروز همه صاحب نظران، همه مورّخان، همه تحلیل گران به نقش بی بدیل و بی نظیر ملت ایران در برپایی تمدن بشری و ساز و کار های آن اذعان و اعتراف دارند. ملت ایران نقش محوری و اصیل را در همه جلوه های برجسته تمدّن بشری برعهده داشته است.
دوران و مقطع دومی که توانمندی های ملت ایران به خوبی آشکار و روشن شده است پایه گذاری تمدن اسلامی است همه صاحبنظران به نقش محوی و کلیدی و سرنوشت ساز ملت ایران در برپایی تمدّن اسلامی اعتراف دارند. ملت ایران ملتی است که با آغوش باز و با دل امیدوار اسلام ناب را دریافت و در طول قریب 1400 سال اسلام را شکفت و بالاترین خدمات را به تبیین اندیشه اسلام ناب و ترویج آن انجام داد و خود از رهگذر این حرکت شکوفا شد و به مراحل بالای انسانی و علمی و فرهنگی دسترسی پیدا کرد.
مقطع سوم و دوران سومی که عظمت های ملت ایران به خوبی در معرض دید جهانیان قرار گرفت، انقلاب عظیم اسلامی است. در انقلاب عظیم اسلامی ملت ایران یک بار دیگر نشان داد که می تواند در عرصه های ملّی و بین المللی الهام بخش تحوّل آفرین و پیشتاز باشد. ملّت ایران با انقلاب اسلامی همه معادلات یکسویه ظالمانه نظام سلطه را به چالش کشید و قدرت ملت را و اقتدار ذاتی ملت ها را در برابر قدرت، ثروت و سرمایه صف آرایی کرد. و دیدیم که ملت ایران در این هماورد تاریخ ساز پیروز شد.
3. بیان اجمالی شرایط کشور قبل از دولت نهم و علّت ورود به صحنه ریاست جمهوری
می خواهم ذهن ملت عزیز ایران را به چهار سال قبل برگردانم؛ علّت این که تصمیم گرفتم به عرصه مدیریت عالی کشور وارد شوم. به عنوان قطره ای از اقیانوس عظیم و موّاج و زلال ملت ایران. در آن زمان یک احساس عمومی در ملت ما شکل گرفت؛ احساس این که از مسیر نورانی و آرمانی انقلاب فاصله گرفته ایم و روز به روز فاصله ی ما با نقطه نورانی ارزش ها و آرمان ها بیشتر می شود. بنده هم به عنوان عضو کوچکی از خانواده بزرگ ملّت ایران در این احساس بسیار مهم شریک بودم. علت به وجود آمدن  این احساس و فاصله گرفتن از مسیر را می توانیم در دو عنصر خلاصه و جستجو کنیم:
عنصر اوّل فاصله گرفتن از آرمان ها و ارزشهای ملت ایران، و عنصر دوم فاصله گرفتن مدیران ارشد کشور از مردم و متن ملّت بود؛ که البته این ها هر دو از یک جنس اند که در مدیریت، خودشان را نشان می دهند. تاریخ نشان داده است که ملت ایران همیشه خوب بوده اند؛ در طول تاریخ ملّت ایران مسؤویت های خود را به خوبی ایفا کرده است و تاریخ نشان می دهد که هر گاه مدیرانی دلسوز و برآمده از مردم و صالح و معتقد به آرمان های ملّت ایران در مصدر کار بوده اند، ملت ایران قلّه های گوناگون را فتح کرده است و معجزه آفریده است. ملت همواره و بخصوص در دوره انقلاب مسوولیت های خود را به زیبایی و خوبی و به طور کامل ایفا کرده اند؛ و اگر چنین احساسی در ملت ما شکل گرفت علت را باید در مدیریت ها جستجو بکنیم.
4. نگاهی تفصیلی تر به شرایط کشور قبل از دولت نهم
من می خواهم یک نگاه گذرایی داشته باشم به شرایط 4سال قبل. علی رغم این که انقلاب اسلامی دستآوردهای عظیم و بی نظیری برای ملّت ایران به ارمغان آورد، اما در بخش های گوناگون دچار شرایطی شدیم که آن احساس را در ملت ایران به وجود آورد. اعتماد و خود باوری ملّی در نقطه حضیض قرار گرفت. دشمنان ملّت ایران بدخواهان بشریت، ناتوانی و ضعف را با فشار تبلیغات و فشار سیاسی بر ملّت ما تحمیل کردند. به دنبال این بودند که ملّت ایران را تحقیر کنند. در حوزه اقتصادی مشکلات سنگین و به ظاهر لاینحل در برابر ملّت ایران قرار داده شد و تنها راه را هضم در نظام اقتصاد سلطه بیان کردند. بیش از 1500 بنگاه بزرگ اقتصادی در معرض بحران شدید و مشکلات سنگین بودند. بخشهای گوناگون اقتصادی کشور با معضلات بسیار مهم مواجه بودند. در حوزه سیاست داخلی تزاحم، درگیری، کینه ورزی و برخورد در فضای عمومی کشور منتشر می شد. هر روز به یک بهانه یک موضوع پیش پا افتاده با فشار تبلیغاتی به عنوان یک موضوع ملّی بر ملت ایران تحمیل می شد. و فضای عمومی کشور به سمت نا امیدی از آینده سوق داده می شد در عرصه سیاست خارجی دیدیم که آمدند تا ملت ایران را و انقلاب ملت ایران را در مناسبات یک سویه و ظالمانه جهان حذف کنند. تهدید را به جایی رساندند که به صراحت اعلام کردند می خواهند ریشه ملت ایران را بکنند. دیدیم، با گستاخی آمدند. گفتند اول افغانستان، بعد عراق و بعد ایران. دیدیم، که آمدند در موضوع هسته ای بدترین شرایط را بر ملت بزرگ ایران تحمیل کردند. بعد از ان توافقنامه ی نامناسب و نامتجانس با بزرگی های ملّت ایران اعلام کردند که میوه ی عراق را در سعدآباد چیدیم. و بعد در نشست پاریس هم آن را تکمیل کردند. یعنی آمدند در برابر حرکت علمی و حرکت رو به رشد ملت ایران یک سدّ بزرگی را قرار دادند. تمام تأسیسات هسته ای را پلمپ کردند. حتی بخش هایی از تأسیسات هسته ای که ارتباطی به پادمانها و مقرّرات آژانس نداشت، آنها را هم تعطیل کردند و گستاخانه خواهان تعطیلی آزمایشگاه ها و کارگاهها و رشته های تحصیلی ای که می توانست پشتیبان فعالیتهای هسته ای کشور بشود، شدند. آنها گستاخی را به حدّی رساندند که به ساحت ملت ایران توهین کردند. انها گفتند که ملّت ایرانی محور شرارت است. در شرایطی این توهین نابخشودنی را به ساحت ملت ایران روا داشتند که بیشترین همکاری ها در افعانستان و در عراق با آنها روا داشته شد. طبیعی بود و خیلی روشن بود که ملت بزرگ ایران چنین تحمیلاتی را و چنین شرایطی را برای کشور نمی پسندد و دیدیم که در انتخابات 4سال قبل همه ملّت به صحنه آمدند و فریاد بلند خودشان را در اعتراض به آن شرایط تحمیلی و پایبندی به آرمان ها و عزم ملّی برای پیگیری آنها به گوش جهانیان رساندند.
5. باور من این بود که...«ما می توانیم»
باور من این بود که ملت ایران می تواند و شایسته ی جایگاه بسیار رفیع و بالایی است. شعار «ما می توانیم» در واقع حرف دل ملت ایران و ترجمان جایگاه بلند ملت ایران بود، که با استقبال گسترده ی ملت بخصوص جوانان برومند این سرزمین مواجه شد. و در طول 4سال علی رغم بحران های سنگین جهانی و فشار های گوناگون، دستاوردهای عظیمی برای ملت ایران به بار آورد.
6. شرایط کشور و جهان در 4سال گذشته(دولت نهم) و ایستادگی ملّت ایران
می دانید 4سال گذشته جزء سخت ترین مقاطع تاریخ ملت ما در قرن معاصر است. بحران های عظیم سیاسی و اقتصادی در جهان، مسائل افغانستان و عراق، حضور قدرتهای بیگانه در اطراف مرزهای مقدس ایران، تهدید مکرر به حمله نظامی، تحریم بی سابقه و سنگین ترین فشار اقتصادی بر ملت ایران، سنگین ترین جنگ روانی علیه یک ملّت، علی رغم همه اینها ملت ایستاد، و با بزرگواری و متانت و البته شجاعت در برابر همه فشارها استقامت کرد و امروز می بینیم که در فضای عمومی کشور اعتماد به نفس و خودباوری در اوج است. امید به آینده در اوج است. عزت ملت ایران در نقطه اوج قرار دارد. در عرصه اقتصاد علی رغم فشارهای سنگین، دستاوردهای بسیار عظیمی در اختیار ملّت ایران است.
7. اشاره به چند مورد از دستاوردهای ملّت ایران در دولت نهم
من به چند مورد می خواهم به عنوان نمونه از دستاوردهای ملت ایران اشاره کنم. می بینیم که تقریبا همه کشورهای بلوک سرمایه داری و وابستگان و پیوستگان به آنان در شرایط بحرانی به سر  می برند. امیدی به آینده اقتصاد در آنها وجود ندارد؛ التهاب اقتصادی حاکم است. اما در ایران عزیز به واسطه بزرگی های ملت ایران ما یک ثبات نسبی بالا درایم. رشد تولید ما روز افزون است. سرمایه گذاری ما روز افزون است. به چند عدد توجه بفرمایید: در طی 50 سال از شروع صنعت فولاد در کشور ما ظرفیت تولید 10میلیون تن بود. در طول این مدّت به 17/7 میلیون تن رسیده است یعنی بیش از 70% رشد. در سیمان به همین ترتیب. مجموعه ظرفیت تولید سیمان کشور 34میلیون تن، امروز 64میلیون تن. یعنی نزدیک به دو برابر. در تولید آلومینیوم 218هزار تن قبل از این دولت. امروز 457هزار تن. ظرفیت تولید پتروشیمی نزدیک 23-24میلیون تن در سال، امروز دو برابر شده است؛ بیش از 48میلیون تن. در مس 178هزار تن، 260 هزار تن.
هزاران کارخانه که در مرز بحران بودن امروز در آرامش مشغول تولید هستند. صادرات غیر نفتی کشور سالانه به بیش از سه برابر بالاترین مقدار در سالهای قبل از این دولت رسیده است. آنها ما را تحریم کردند؛ اما در طول این 4سال بیش از 66میلیارد دلار فقط در بخش صنعت نفت سرمایه گذاری شد و امروز بیش از 70میلیارد دلار قرارداد در این زمینه بسته شده است. در علم و فناوری در سال 83،  3500مقاله علمی در جهان به نام ایران ثبت شد در سال 87 فقط در وزارت علوم، 13500مقاله علمی در جهان ثبت شد. قبل از انقلاب از ثبت اختراعات خبری نبود و از ابتدای انقلاب تا این دولت 4650 اختراع به ثبت رسید. امّا در دوره 4ساله اخیر بیش از 20هزار اختراع به ثبت رسیده است. در عرصه هسته ای که ما را محدود و تحریم کردند، امروز ما جزء چند کشور هسته ای جهان هستیم. در بخش هوا فضا امروز جزء 9کشور جهان هستیم. در بخش بیوتکنولوژی، سلول های بنیادین و نانو تکنولوژی جزء چند کشور اوّل جهان هستیم. در عمران و آبادی بیش از 3برابر مدت مشابه قبل در کشور کار شد. در ابتدای این دولت بنا بر گزارشات، نرخ بیکاری 12/9 در صد بود امّا علی رغم این که حدود 50 درصد از پیش بینی قانون برنامه برای ورود نیروی کار به بازار، بیشتر نیروی کار وارد بازار شد، نرخ بیکاری به حدود 10درصد کاهش پیدا کرد. یعنی در همین فاصله حدود 800 هزار نفر از بیکاران کشور کم شد. اصلاحات ساختاری در بخشهای گوناگون آغاز شد. در یک حرکت انقلابی و به عنوان نماد کنترل مصرف انرژی، مصرف بنزین و رشد شتابان مصرف بنزین مهار شد. در سیاست خارجی تهدید برای همیشه از ساحت مقدّس ایران برطرف شد. برخلاف تصوّر خیلی ها که خیال می کردند و می کنند که تهدید را با نرمش با کوتاه آمدن و با سازش می توان برطرف کرد، ملّت ایران نشان داد که تنها راه رفع دائمی تهدید، حرکت از موضع اقتدار وشجاعت است و ملّت ایران این کار را انجام داد. امروز تهدید برای همیشه از ملت ایران برطرف شده است. کسانی که تا سه سال قبل می گفتند می خواهیم اساس ملت ایران را براندازیم؛ می خواهیم ایران را از جغرافیا حذف کنیم، امروز در تمجید از فرهنگ و تارخی ملت ایران مسابقه گذاشته اند و گوی سبقت را از یکدیگر می ربایند. کسانی که تا دیروز می گفتند می خواهیم ملت ایران را منزوی کنیم، امروز می گویند برای مدیریت جهان نیازمند ملت ایران هستیم و تا ملت ایران در مدیریت جهانی مشارکت نکند، کارها به راه و به صلاح نخواهد شد.
8. امروز
امروز ملت ایران آماده مشارکت تعیین کننده و سرنوشت ساز در عرصه مدیریت جهانی برای برپایی صلح و امنیت و برادری پایدار است. من نمی خواهم امروز گزارش کار بدهم؛ می خواهم بگویم که در این 4سال یک بار دیگر اثبات شد که توانستیم و اثبات شد که می توانیم. امروز به فضل الهی، به لطف بزرگواری های ملت ایران، امید و نشاط در سراسر کشور و در جهان موج می زند. عزت ملت ایران روز افزون است. امروز احساس غیرت و اقتدار و عزت ملّی در اوج است. غرور ملی در اوج است و به واسطه ی غرور ملت ایران سایر ملت ها هم احساس غرور می کنند. اجازه بدهید یک صحنه را واگویه کنم. در موضوع پرتاب ماهواره امید، موضوع پرتاب به مسأله اوّل همه رسانه های جهان و همه ملت ها تبدیل شد. بسیاری از ملت ها به یکدیگر تبریک می گفتند. ملت های غیر ایرانی. در بسیاری از نقاط جهان خود ملت ها شیرینی توزیع کردند. ماهواره امید را نشانه ی امید خودشان بازیابی هویت خودشان و بازیابی اقتدار خودشان شمردند. امروز ملت ایران یک ملت الهام بخش است. یک ملت پرچم دار برادری و صلح و نشاط و عشق و عدالت و امید در جهان است. اثبات شد که می توانیم و توانستیم.
9. شرایط آماده امروز برای ساختن فردا
البته این نقطه ی آغاز راه است. کسی تصور نکند که ما به قله های شایسته ی ملّت ایران رسیده ایم. امروز باور این است که ملت ایران ظرفیت های عظیمی دارد. همه این تحولات نشان دهنده ظرفیت ها و استعدادهای عظیم ملت ایران است، که هنوز فرصت شکوفایی پیدا نکرده است. تازه بسترسازی انجام شده است. یعنی شرایط لازم برای شکوفایی مهیا شده است. امروز همه باور داریم که ملت ایران برای کارهای بزرگ و تصمیمات عظیم و سرنوشت ساز آماده است و توانمندی دارد. اثبات شد که ملت ایران می تواند در عرصه های جهانی نقش آفرینی کند. امروز معلوم شد که ساختن ایران و نقش آفرینی در جهان از یک جنس اند؛ در امتداد هم اند؛ لازم و ملزوم یکدیگر اند. اگر بخواهیم ایران را به نقطه ی اوج برسانیم باید در عرصه های جهانی حضور فعال و با نشاط و اثرگذار داشته باشیم. و اگر بخواهیم در عرصه های جهانی جایگاه شایسته و عزّتمند خود را داشته باشیم باید ایران را بسازیم. باور ما این است که امروز شرایط برای تصمیمات بزرگتر و جهش های بزرگتر آماده شده است. امروز ملت ایران در آستانه ی حرکت های بزرگ به سمت قله هاست.
البته این به معنای آن نیست که در اداره ی کشور و در شرایط کشور نقطه ی ضعف و خلل و اشکالی وجود ندارد. اشکال هست. نقطه ی ضعف هم هست. اما مهم تر از آن عزم یک ملت برای غلبه بر آنها و فتح قله های بلند است. باور ما این است که امروز این عزم وجود دارد. اعتماد به نفس ملّی و خود باوری ملی امروز در اوج است و ملت ایران آماده پرش های بلند است. البته بد اخلاقی ها و کارشکنی ها هم وجود دارد. اما باور من این است که عزم و اراده ملت ایران بر همه اینها غلبه خواهد کرد و قله های بلند را فتح خواهد کرد.
10. تشکر
می خواهم در پایان تشکر کنم از ملت بزرگ ایران، به خاطر همه خوبی هایشان بزرگواری هایشان همراهی هایشان. و تحمل و استقامت شان. امروز عضو خانواده بزرگ ایران بودن بزرگترین افتخار است. علاوه بر آن خادم ملت ایران بودن افتخاری بی بدیل و بی نظیر است. من از همه اقشار تشکر می کنم. از کشاورزان، کارگران، کارمندان، عشایر و طوایف، فرهنگیان،  دانشگاهیان، هنرمندان، دانشجویان و دانش آموزان، علما و روحانیون، ادبا و اندیشمندان، تجار و بازاریان و کسبه، ورزشکاران، اصحاب رسانه، که همه و همه در یک همبستگی بی نظیر در مسیر عزت و کمال در حال حرکت اند. و از رهبری بزرگوار انقلاب اسلامی که در کنار ملت یار ملت پشتیبان حرکت های انقلابی ملت و پیشگام ارزش های ملت ایران هستند، تشکر می کنم. و از همه اقوام ایران زمین، که گلهای گلستان و بوستان زیبای ایران اند. هر کدام یک قطعه ای موزون و زیبا از فرهنگ انسان ساز و متعالی ایران اند، آذری ها، کردها، لرها، بختیاری ها، قشقایی ها، لک ها، عرب ها، خوزستانی ها، بندری ها، بلوچ ها، سیستانی ها و خراسانی ها، ترکمن ها و مازنی ها، گیلک ها و تالش ها و فارسها، از همه تشکر کنم و تشکر ویژه داشته باشم از زنان ایران زمین و دختران ایران زمین، که کانون پاکی و محبت و عشق و بالندگی ملت ایران اند؛ شجاعت و همت را به کام ملت ایران می چکانند. و پسران و مردان غیور این سرزمین که با فداکاری و شجاعت از لوای عزّت ملت ایران پاسداری می کنند. من از همه سپاسگذارم.
11. پیش به سوی ایرانی آبادتر، عزیزتر و سربلند تر
امروز همه ی ما آماده ایم. همه ما دست به دست هم آماده ی جهش و حرکت به سمت قلّه ها هستیم. عزم ملّی و اراده ملی برای کار و تلاش و ساختن. باید حرکت کرد. پیش به سوی ایرانی آبادتر، عزیزتر و سربلند تر
والسلام علیکم و رحمة الله.


   1   2      >


بازدید امروز: 19 ، بازدید دیروز: 19 ، کل بازدیدها: 175807
پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ